شمس الدين حافظ
32
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
نمايش وحدت در قالب كثرت مىدهد . حافظ به خواننده خود مىگويد : سالك راه عشق اضداد عالم خلقت را با ديد آشتىگرايانه نگاه مىكند زيرا تا اكسيژن نباشد از هيدروژن كارى ساخته نيست ، روز نباشد شب پديدار نمىشود ، حافظ با ديد تضاد و مطابقه و پارادكس و اسلوب معادله بر آسمان هستى نظاره مىكند و سيماى جمال محبوب ازلى و ابدى را در آن نمايان و جلوهگر مىبيند ، حافظ پرنقشونگارى و تضادى كه همه جا را فراگرفته ولى معادلات را بهم نزده ، بلكه بسيار ساده و پيراسته مىباشند نمادى از توحيد مىبيند . چيست اين سقف بلند سادهء بسيار نقش * زين معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست حافظ ، از كلمههاى ساده و روان ، نقشآرايى بديع مىكند كه از آن تقابل تام را مىسازد . عشق و شباب و رندى را در يك مجموعه قرار مىدهد ، ساده و پرنقش ، فقر و دولت ، تنگدستى و عيش را به نظم و سلسله كشيده و در حقيقت جمع معانى و تقرير حكم مىكند . هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى * كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را يا كلمه « گداى كيمياگر » كه تراشكارى و استخوانبندى واژه به وسيله حافظ در كارخانهء ذهنش مفهوم جديدى گرفته ، بر صفحه كاغذ و غزل مىنشاند و نقشى از حسن مطلب را به منصه ظهور آورده است . غلام همت آن رند عافيت سوزم * كه در گداصفتى كيمياگرى دادند حافظ حتى از دف و چنگ و آلات موسيقى و غنا كه مردود فتواى فقيهان و تقواپيشگان و زاهدان بوده در نگاه پارادكسىاش عواملى از نگاه تقوايى مىداند كه بايد وسيله رسيدن به محبوب ازلى و ابدى گردند . من كه شبها ره تقوى زدهام با دف و چنگ * ناگهان سر به ره آرم ، چه حكايت باشد عارفان حقيقى كه به وحدت وجود اعتقاد دارند ، انواع تضادها را در يك مجموعه وحدت بخشيدهاند و حافظ دقيقا در همين طريق گام نهاده است . در مكتب ادبى امروز « پارناس » مىگويد « هنر براى هنر » نوعى توجه به زيباشناسى ادبى است و نظريههاى « كالريج » انگليسى و « ادگار آلنپو » آمريكايى كه به هنر از جنبه زيباشناسى توجه كامل دارند و دانشمندانى چون « ريچاردز » - « عزراپوند » - « تى . اس » و « اليوت » توجه به الفاظ و اوزان شعر و استعارات و لحن كلام و تصويرگرايى دارند اما حافظ خداوندگار اين تصويرگرايى عرفانى است . دكتر « جانسون » انگليسى اديب بلندپايه قرن حاضر مىگويد : « شاعر بايد دنيا را از آنچه كه هست بهتر نشان دهد » يعنى همان چيزى كه اعتقاد حافظ است . « تولستوى » به معرفت روحانى و دين شاعر از جمله حافظ توجه دارد و « هى پوليت تن ( 1827 - 1893 م ) فرانسوى گئورك كاريزر ( 1874 - 1945 م ) - برتولت برشت ( 1898 - 1956 م ) سردسته